مجله ویدئو اینترنتی تی‌بین تی‌بین
8 اردیبهشت 1400

ابر بحران فرو پاشی نظام سلامت روانی جامعه

یادداشتی به قلم منصور کاووسی

طبق مصوبه ی مجلس شورای اسلامی، متولی و مسولیت تامین سلامت روانی جامعه بر عهده سازمان بهزیستی و سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور با نظارت وزارت بهداشت و درمان می باشد، دو سازمانی که یکی حاکمیتی است و دیگری صنفی تخصصی و اگر به آمارهای دو دهه گذشته نگاه کنیم، هر دو سازمان برای تامین سلامت روانی افراد جامعه گام های بلند و اساسی برداشته اند که یکی از خروجی های مثبت آن، راه اندازی و تشکیل مراکز مشاوره و ارایه خدمات روان شناختی به افراد نیازمند دریافت کننده از دستاوردهای علم روان شناسی بوده و مهم تر برای نهادینه کردن و گسترش فرهنگ مشاوره می باشد و با توجه به روند زندگی صنعتی و چالش های ملی و بین المللی بهره گیری از دستاوردهای علم روان شناسی و مشاوره در حال افزایش صعودی است و مراکز در قالب سازمان های مردم نهاد وغیر انتفاعی تسهیل گران قابل اتکا و اعتمادی برای مردم و دولت ها می باشند.

مراکز مشاوره و کلینیک های ارایه خدمات روان شناختی کانون های علمی – تخصصی قابل اعتماد در جامعه جهت تسهیل گیری امر مشاوره می باشند و در راستای رسالت خویش در مراحل سه گانه پیشگیری،درمان و حمایت بر مبنای نوع پروانه دریافتی از سازمان متولی، فعالیت دارند. ارایه خدمات روان شناختی توسط روان شناسان و مشاوران اکثرا بصورت تیمی و تخصصی در حوزه های مختلف روان شناسی انجام می گیرد، به عبارتی هر روان شناس یا مشاور بر مبنای رشته تحصیلی، پروانه اشتغال، تجربه و تخصص در یکی از حوزه های مختلف روان شناسی بر مبنای نیاز مراجعین فعالیت می نماید. طبق برآورد اولیه، یک هزار مرکز و شش هزار روان شناس و مشاور پروانه دار از سازمان نظام روان شناسی و در هر استان هم بین یکصد تا دویست پروانه مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی از طریق سازمان بهزیستی صادر گردیده است که باید مراکز پروانه دار مشترک از دو و یا چند سازمان مثل نظام روان شناسی، قوه قضاییه ، وزارت ورزش و جوانان و… را هم اضافه کرد. با توجه به تعداد مراکز فعال هر استان جمعیت قابل توجهی از جامعه ی روان شناسان و مشاوران به صورت تمام وقت و یا پاره وقت فعالیت دارند که هر مرکز بین ۵ تا ۱۲ نفر از این قشر متخصص را پوشش داده و مردم نیازمند دریافت خدمات روان شناختی و مشاوره از وجود این مراکز و پرسنل آنان بهره می بردند.

همه نیک می دانیم در هنگام سختی ها، بلایا و حوادث سطح استرس ها و فشارهای روانی ناشی از پیامدهای اینگونه بلایا گسترش یافته و حضور سفیران سلامت روانی می تواند تنش زدایی نموده و از بروز آسیب های اجتماعی در سطح وسیع جلوگیری کرده و وضعیت را از حالت اضطراری و بحرانی به حالت عادی و نرمال سوق دهد، بی توجهی به این مهم می تواند آثار زیانباری بر جامعه ایجاد نماید که نه تنها با هیچ خدماتی نتوان آن را جبران نمود، بلکه یک ابر بحران انسانی هم به دغدغه های جامعه اضافه نماید. جامعه روان شناسان و مشاوران در حوادث و بحران های قبلی( سیل ، زلزله و…) نشان داده اند که بدون کمترین چشم داشتی پیشاهنگ و پیشگام در مسیر تامین سلامت روانی افراد جامعه در شرایط و وضعیت های مختلف می باشند.

بر اثر شیوع و گسترش بیماری کوید۱۹ ( کرونا ویروس) به شکل یک ایپدمی فراگیر و گسترده به دلیل ایجاد ترس، هراس، اضطراب، استرس و تنش های ناشی از پیامدهای مرگ بار این بیماری نیاز جامعه به دریافت خدمات روان شناختی و مشاوره بسیار بالا می باشد، به خصوص خانواده های که عضوی یا اعضایی از دست داده و بعد از شیوع همه گیر این ویروس قادر نیستند طبق آداب، سنن و رسومات منطقه ای و مراحل ۵ گانه روان شناسی سوگ، عزاداری نموده و روند عادی مراسمات را طی نمایند.

دیگر سو، در شرایط عادی و قبل از گسترش و جهانگیر شدن این ویروس و پیامدهای آن طبق اظهارات متولیان و مسئولین بین ۲۰ تا ۲۵ درصد جامعه ی ایرانیان دارای علایم افسردگی یا حداقل یک نشان از نشانگان اختلالات روانی می باشند یعنی عددی حدود ۲۰ میلیون از کل جمعیت فعال کشور( البته این آمار رسمی و دولتی است ). از طرف دیگر گسترش و تداوم روند صعودی این بیماری، بسیاری از مشاغل و حرف را به تعطیلی، ورشکستگی و نابودی نسبی تا مطلق کشانید که حتی تواناترین صاحبان حرف و مشاغل هم به حالت درماندگی رسیده و قادر به ادامه فعالیت نمی باشند.

مراکز مشاوره و کلینیک های روان شناسی از جمله مشاغلی هستند که بالغ بر ۹۰ درصد دریافت کنندگان خدمات آنان، به صورت چندین جلسه حضوری و چهره به چهره انفرادی و در صورت لزوم زوج و یا خانوادگی است، با شروع، شیوع و گسترش این ویروس و بیماری، بخش اعظم مراکز مشاوره روان شناسی به دلیل عدم مراجع به حالت نیمه تعطیل و نیمه فعال درآمده ( بعضی از مراکز تعطیل یا در شرف تعطیل شدن ) و به دلیل طولانی شدن دوران این بیماری قادر به ادامه ی مسیر خدمات رسانی نمی باشند زیرا در تامین هزینه های مرکز ( مصرفی برق ، آب ، کرایه ، مالیات و…..) و حقوق پرسنل و همکاران با مشکلات عدیده ی مالی مواجه گشته و در شرایط رکود، تورم و اوضاع نابسامان اقتصادی اصرار بر ادامه ی فعالیت را نوعی انتحار شغلی می دانند.

با توجه به تشریح وضعیت کنونی به صورت اجمالی، به نظر می رسد اگر سازمان ها و نهادهای متولی بخصوص هیات دولت و قوه ی مجریه ( وزارت خانه های مرتبط، سازمان برنامه و بودجه، استانداری ها، ادارات کل و…) و قوه مقننه ( مجلس) وارد عمل نشده و از طریق اختصاص ردیف های بودجه ای در قالب وام های بلند مدت، بلاعوض، کمک های موردی، وجوه اداره شده، بیمه های پوششی، اختصاص سرانه و یارانه و… یاری گر مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی باشند به زودی نظام سلامت جامعه با چالش های غیرقابل جبرانی مواجه شده و ابربحرانی بزرگ در خلا تعطیلی و ورشکستگی این مراکز علمی و تخصصی در سطح جامعه ایجاد شود.

 

منصور کاووسی؛دانش آموخته دکتری تخصصی مدیریت بحران،عضو سازمان نظام روان شناسی و مشاوره کشور و عضو کانون روان شناسان و مشاوران بهزیستی استان خوزستان

دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که نظر می‌دهد!

افزودن دیدگاه جدید